۱۷ فروردین ۱۴۰۵، ۷:۱۴

آخرین اخبار از دژ استوار ایران؛ روز ۳۸

انهدام زیرساخت‌های ارتش تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی

انهدام زیرساخت‌های ارتش تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی

در سی و هشتمین روز از جنگی که علیه ایران تحمیل شد، اکنون میدان نبرد به نقطه عطفی رسیده که در آن تمام معادلات اولیه واشنگتن و تل‌آویو واژگون شده است.

گروه سیاست خبرگزاری مهر: در سی و هشتمین روز از جنگی که علیه ایران تحمیل شد، اکنون میدان نبرد به نقطه عطفی رسیده که در آن تمام معادلات اولیه واشنگتن و تل‌آویو واژگون شده است. آنچه امروز قابل مشاهده است، تثبیت یک بن‌بست راهبردی عمیق است که در آن ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، در دستیابی به اهداف کلان خود کاملاً ناکام مانده‌اند و ایران با تغییر ماهیت جنگ از تقابل نظامی صرف به جنگ اقتصادی-اطلاعاتی-روانی، ابتکار عمل را در اختیار گرفته است.

مهم‌ترین تحول راهبردی در روزهای اخیر، اثبات شکنندگی و ناکارآمدی راهبرد «ضربه قاطع» آمریکا در برابر راهبرد «مقاومت فرسایشی» ایران است. علیرغم ادعای مقامات پنتاگون مبنی بر انهدام توانمندی های ایران، واقعیت میدانی تصویر کاملاً متفاوتی را نشان می‌دهد. ایران نه تنها توان خود را حفظ کرده، بلکه با راه‌اندازی نزدیک به صد موج حمله، شدت و دقت عملیات‌های خود را افزایش داده است. این تناقض میان تبلیغات نظامی آمریکا و واقعیت میدانی، به یک شکاف اعتماد عمیق در ساختار تصمیم‌گیری واشنگتن تبدیل شده است؛ جایی که حتی تحلیلگران پنتاگون نیز اذعان می‌کنند که اهداف راهبردی معناداری برای بمباران باقی نمانده و هرگونه ادامه حملات صرفاً به هدف‌گیری اهداف با اهمیت رو به کاهش منجر خواهد شد.

در سطح عملیاتی، تنگه هرمز به مرکز ثقل راهبردی جنگ تبدیل شده است و ایران با موفقیت توانسته این آبراه حیاتی را به «ابزار بازدارندگی نهایی» خود تبدیل کند. کاهش بیش از ۹۰ درصدی تردد نفتکش‌های غربی و افزایش قیمت نفت به بالای ۱۰۹ دلار در هر بشکه، نشان‌دهنده موفقیت راهبرد «محرومیت اقتصادی» ایران است. این وضعیت، فشار فزاینده‌ای بر اقتصاد اروپا و آمریکا وارد کرده و زنجیره‌های تأمین جهانی را با اختلال بی‌سابقه‌ای مواجه ساخته است. تحلیلگران هشدار می‌دهند که ادامه این وضعیت تا تابستان، قیمت نفت را به ۱۵۰ دلار خواهد رساند که پیامدهای آن برای اقتصاد غرب فاجعه‌بار خواهد بود.

از منظر سیاسی و دیپلماتیک، ائتلاف بین‌المللی ضد ایرانی به طور کامل فروپاشیده است. موضع مستقل فرانسه به رهبری امانوئل مکرون و مخالفت صریح این کشور با هرگونه اقدام نظامی برای بازگشایی اجباری تنگه هرمز، شکاف عمیق فراآتلانتیکی را آشکار ساخته است. روسیه و چین نیز در شورای امنیت هرگونه قطعنامه علیه ایران را وتو کرده‌اند. این انزوای دیپلماتیک واشنگتن، در تضاد کامل با وعده‌های اولیه ترامپ مبنی بر تشکیل «ائتلاف گسترده بین‌المللی» علیه ایران است.

در جبهه داخلی آمریکا، فشارهای فزاینده‌ای بر کاخ سفید وارد شده است. سقوط هفت فروند جنگنده آمریکایی از انواع مختلف (اف-۱۵، اف-۱۶، آ-۱۰ و حتی سوخت‌رسان کی‌سی-۱۳۵) در آسمان ایران، علاوه بر خسارت مالی مستقیم، ضربه روحی و روانی سنگینی به نیروهای مسلح آمریکا وارد کرده است. عملیات فاجعه بار در جتوب اصفهان که به طبس ۲ معروف شد، به نمادی از تحقیر راهبردی آمریکا تبدیل شده است. برکناری بیش از دوازده ژنرال عالیرتبه و افزایش درخواست بودجه دفاعی به یک و نیم تریلیون دلار، نشانه‌های آشکاری از بحران فرماندهی و اعتماد در پنتاگون است.

در سطح اطلاعاتی و فناوری، ایران با هدف‌گیری شرکت‌های جاسوسی فناوری اطلاعات مانند آمازون و اوراکل، نشان داده که ماهیت جنگ را به سطحی فراتر از تقابل نظامی صرف ارتقا داده است. این حملات که در پاسخ به ترور شخصیت‌های علمی و نظامی ایران صورت گرفته، معادله جدیدی را ایجاد کرده که بر اساس آن، هرگونه اقدام خصمانه علیه ایران با ضربه به زنجیره تأمین اقتصادی-فناوری دشمن پاسخ داده خواهد شد. این راهبرد، هزینه تداوم جنگ را برای شرکت‌های آمریکایی و متحدان منطقه‌ای آن‌قدر بالا برده که لابی‌های اقتصادی قدرتمند در واشنگتن خواستار پایان فوری درگیری شده‌اند.

در نهایت، آنچه در سی و هشتمین روز جنگ نمایان شده، پایان دوران «ابرقدرت بلامنازع» آمریکا در غرب آسیاست. ایران با ترکیب هوشمندانه مقاومت نظامی، جنگ اقتصادی، فشار دیپلماتیک و عملیات اطلاعاتی، توانسته است موازنه قدرت را به نفع خود تغییر دهد. ترامپ که با وعده «پیروزی سریع و قاطع» وارد جنگ شد، اکنون با سه گزینه فاجعه‌بار روبروست: پذیرش شروط ایران و عقب‌نشینی تحقیرآمیز، ورود به جنگ زمینی که تمام تحلیلگران آن را «باتلاقی تمام‌نشدنی» توصیف می‌کنند، یا ادامه جنگ هوایی که هر روز با سقوط جنگنده‌های جدید و افزایش تلفات، هزینه‌های سنگین‌تری بر دوش آمریکا می‌گذارد. تجربه نشان داده که در این مثلث فاجعه، هیچ گزینه برنده‌ای برای واشنگتن وجود ندارد و هر روز تأخیر در پذیرش واقعیت‌های میدانی، عمق فاجعه را بیشتر می‌کند.

کد مطلب 6792610

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • IR ۱۲:۵۴ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۷
      7 15
      ساخت سلاح هسته ای بدون هیچ ملاحظه ای شروع کنید داره دیر میشه خیلی دیر
    • IR ۱۳:۴۱ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۷
      5 11
      اگر قرار اتش بسی باشه ،که کسی نمیدونه اتش بس خوبه ویا بد ،ولی تمام جوانب رو در نظر بگیرند وبعد از اتش بس هم ،فرماندهان،رهبر ،مقامات ،دانشمندان ،نیروهای نظامی دریایی ،زمینی ،هوافضا حتما در پناگاهگاه وتونل وجای امن بعد از اتش بس در حین مذاکرات باشند ،این احتمال هست که امریکا بعد از اتش بس هم در هنگام اتش بس وبعدش دست به ترور وحمله بزنه واز این لحاظ با توجه تجربه های پیشین اعتمادی نیست ،بنابراین حواسشان جمع باشد ودراین مدت اتش بس هم امادگی داشته باشنتد وامادگی رو حفظ کنند
    • IR ۱۵:۴۹ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۷
      3 8
      چندروزی که امریکا واسرائیل زیر ساخت می زنند ونیروهای نظامی ایران هم اگر چه تلافی می کنه وتلافی کردن به تنهایی کافی نیست ،باید محل پهپادها ،محل موشکها ،اشیانه جت ها ،هواپیماهای سوخت رسان ،پایگاهها ،وهرچیزی که دشمنان باهاش حمله می کنند رو بزنند وهمزمان دفاع هم انجام بدهند ،تا انها نتوانندحمله کنندوحواسشان به خودشان به رهبر ،اسمان ،زمین ،دریا ،مرزها ،جزایر ،سواحل وپالایشگاهها باشه